X
تبلیغات
هوشبری
هوشبری
ورودی89

کاربر مهمان، خوش آمديد!

وبلاگ هوشبرای زاهدان ورودی 89




ایمیل مدیر :





خداحافظی...

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392
فكركنم ديگه به معناي واقعي بايد وبلاگو تعطيل كنيم !!

البته شايد خيلي وقت پيش بايد اينكارو ميكردم!

خودم وبلاگو دوس داشتم چون براش وقت گذاشته بودم! به هرحال اگه توي اين وبلاگ به كسي بي احترامي شد و بدي ازم ديدين به بزرگواريتون برادر كوچك ترتون رو ببخشيد :)






اطلاعيه ^_^

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392
از امروز يك نام نويسنده جديد به اسم همكلاسي به وبلاگ اضافه شد

اين نام كاربري براي كل كلاس هستش و اگه كسي ميخواد مطلبي توي وبلاگ بزاره ميتونه از طريق اين اسم نويسندگي مطلبشو بزاره

براي استفاده ازين اسم كاربري گزينه ورود اعضا كه توي قسمت لينكستان وبلاگ هستش رو انتخاب كنيد تا وارد سايت بلاگفا بشين 

توي فيلد وبلاگ ادرس وبلاگ رو وارد كنين يعني anesthesia89ac

توي فيلد نام كاربري نويسنده هم hamkelasi رو وارد كنين

توجه: پسورد اين نام كاربري 6رقم اول شماره دانشجوييمونه







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393
سلام بر همه دوستان خوب و همکلاسیای گلم  امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین میخام این ی سال باقی مونده رو وبلاگ دوباره جون بگیره و دوباره صندلی داغ را بیفته هر کی موافقه بزنه لایکووووووووووووووووووو و بگه کی مهمون این مبل داغ باشه مرسی از همه





نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393

من دیوانه ان لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی....... 


محکم در اغوشم بگیری و شیطنت وار ببوسیم..... 


و من نگذارم..... 


عشق من بوسه با لجبازی بیشتر میچسبد....!!






واقعاااااااااااااااااااا

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ، گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید، در پس این باران

گاه باید خندید، بر غمی بی پایان...گاه با استاد کیخاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 زندگی را با همین غم ها خوش است 

  با همین بیش و همین کم ها خوش است

    زندگی را خوب باید آزمود

        اهل صبر و غصه و اندوه بود







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393

تـنهــــا چیزی که خرجــــی ندارد

جـــاری شدن در ذهــــن دیــــگران است....

پس آنگونه جاری شــــوید

که خنــده بر لبانشـــان نـــــــقش بــــبندد ...

نه نـــــــفرت در دلشـــــــان







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ جمعه بیست و دوم فروردین 1393

اشکی که موقع شکست می ریزیم 



همان عرقی است که موقع تلاش نریختیم .







نوشته شده توسط araam (یحیی)در تاریخ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393
تو این 4 سال

 یاد گرفتم که به 4 چیز اعتماد نکنم


.
.
.
.
.
اول به حرف دختری که وعده میده سر جلسه بهت تقلب برسونه
دوم به استادو معلمی که در طول ترم نیشش تا بناگوش بازه
سوم به حرف دختری که میگه هفته اخر ترم رو تعطیل کنیم
چهارم به حرف رفیقت که میگه واس امتحان هیچی نخوندم






مخلصیم

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392

ما قطره، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کورش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العرب

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

ما کویر لوت، شما جنگل بلوط

ما 20:30 ، شما BBC

دربست مخلصیم






...

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ پنجشنبه سوم بهمن 1392
اون یه سربازه، رژه نمیره، اسلحه هم دست نمیگیره، حتی لباس نظامی هم نمیپوشه
اما ...
یه لباس آبی رو به تن میکنه و هر روز سرنگ اسلحه اونه، چون سرباز وظیفست صبح اول از همه باید اتاق عمل باشه و شب آخر از همه شیفت و تحویل میده،
چون حقوق 70 هزارتومن حتی به کرایه تاکسی هم نمیرسه، شبها هم توی یه بیمارستان دیگه مشغوله و این یعنی اکثر اوقات 24 ساعته شیفته که اگه نگهبانی نداشته باشه حدودا هر چند هفته یه بار میتونه درست و حسابی بخوابه ...
همه اینا بعلاوه خیلی چیزای دیگه فقط به این خاطر که اون یه سربازه ...
اون یه سربازه هوشبریه !!!!!!






جوک

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ سه شنبه یکم بهمن 1392

تو مجلس عروسی به ارکست میگن یه جوری اعلام کن غذا کمه که ضایع نباشه

ارکست میگه: 

سیا نرمه نرمه 

سیا غذا کمه 

سیا دو تا یکی

 سیا بچه هیچی!







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ شنبه چهاردهم دی 1392
ﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﺍﻭ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﮑﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﺣﺎﻝ، ﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﻻﯾﻖِ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ
ﻻﯾﻖِ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﭘَﺴﺖ






نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ شنبه چهاردهم دی 1392
ﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﺍﻭ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﮑﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﺣﺎﻝ، ﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﻻﯾﻖِ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ
ﻻﯾﻖِ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﭘَﺴﺖ






نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ شنبه چهاردهم دی 1392

همه صاحبدلان را پیشه این است 
دلی کز عشق خالی شد فسرده است 
گرش صد جان بود بی عشق مرده است
مبین در عقل کان سلطان جان است
قدم در عشق نه کان جان جان است
نظامی






شانس

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ شنبه چهاردهم دی 1392
شانس

پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم می‌زد.



روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد.



همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد، به نزد او آمدند و گفتند:



عجب بد شانسی‌ای آوردی




پیرمرد جواب داد: بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟


چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر


به خانه‌ی پیرمرد بازگشت.


این‌بار همسایگان با خوشحالی به او گفتند: عجب خوش شانسی‌ای

آوردی!

اما پیرمرد جواب داد: خوش شانسی؟ بد شانسی؟ کسی چه می‌داند؟



بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی می‌کرد یکی از آن


اسب‌های وحشی را رام کند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست.



باز همسایگان گفتند: “عجب بد شانسی‌ای آوردی!” و این‌بار هم پیرمرد


جواب داد: “بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟”



در همان هنگام، ماموران حکومتی به روستا آمدند.



آن‌ها برای ارتش به سربازهای جوان احتیاج داشتند.



از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند،



اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمی‌تواند


راه برود، از بردن او منصرف شدند.



“خوش شانسی؟ بد شانسی؟ چـــه می‌داند؟



هر حادثه‌ای که در زندگی ما روی می‌دهد، دو روی دارد.



یک روی خوب و یک روی بد.



هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست.



بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم.



زندگی سرشار از حوادث است







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ چهارشنبه چهارم دی 1392







نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ چهارشنبه چهارم دی 1392
جمله ی "اوکی ، بازم دست درد نکنه" ... همون مؤدبانه خاک تو سرت ، بازم به هیچ دردی نخوردیه !!!




یادش بخیر

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ چهارشنبه چهارم دی 1392
یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم ، مامانمون میپرسید : چند میشی ؟ با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ ! یادش گرامی باد ! به احترام اون روزا ۱ دقیقه سکوت لطفا




ههههههههههههه

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ چهارشنبه چهارم دی 1392
ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﺯ ﻫﺮ ۵ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ۱ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺳﻬﺎﻝ ﺭﻧﺞ
ﻣﯿﺒﺮﻩ… . . . ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﻬﺎﻝ
ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﻥ… ؟ !!!






نوشته شده توسط عمراندر تاریخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392
یه سری رفتم بقالیه سره کوچه ,بقاله گفت دویست تومنی داری? منم دست کردم تو جیبم یه آدامس در آوردم گفتم حالا دیگه وقته انتقامه ,دادم بهش گفتم پول خورد ندارم.






نوشته شده توسط عمراندر تاریخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392
وقتی می خوای صبح بری دانشگاه......

ﺗﻮﯼ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺑﺘﯽ، ﺳﺎﻋﺖ 6 ﺻﺒﺤﻪ، 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ...
یه مرتبه چشماتو باز می کنی می بینی ساعت شده 7:45 دقیقه

حالا ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺳﯽ، ﺳﺎﻋﺖ 9:30ﺻﺒﺤﻪ، 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو میبندی...
ﻭ بعد باز می کنی ﺳﺎﻋﺖ هنوز 9:31 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﺳﺖ...!!!

خو یعنی چی ...........






نوشته شده توسط عمراندر تاریخ یکشنبه نوزدهم آبان 1392





ارائه مقاله !!

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ یکشنبه نوزدهم آبان 1392





وقتی دلتون میگیره چیکار میکنید؟

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ جمعه سوم آبان 1392









نوشته شده توسط عمراندر تاریخ جمعه سوم آبان 1392
قبول داريد اونايي که توي برخوردِ اول ازشون بدت مياد، يه روزي، بهترين دوستت ميشن؟؟؟؟؟






نوشته شده توسط عمراندر تاریخ جمعه سوم آبان 1392
باهم که تعارف نداریم! همیشه در هر فدای سرت یه خاک بر سرت به صورت مستتر و بالقوه وجود داره!




روز هوشبر مبارك !!

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392
سلام به همه دوستان ، عيدتون مبارك :)

امروز ١٦ اكتبر مصادف با اولين عمل جراحي كه توش بيهوشي بكار رفته و روز "جهاني هوشبري" معرفي شده [ روزمون جهانيه ها !!]

روز همتون مبارك هوشبراي گل ، بخصوص همكلاسي ها عزيز 






طنز

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ سه شنبه شانزدهم مهر 1392

 ﻻﮎ ﺯﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ:

ﺩﺳﺖ ﭼﭗ ﺍﺛﺮ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﺮﺷﭽﯿﺎﻥ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﺳﺖ راست ﺳﺎﺭﺍ 5ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ!!

 




طریقه خرید هندونه توسط بابام: بو کردن هندونه، پرت کردن و گرفتنش از رو هوا، 

وزن کردن با دست، شمردن خط های هندونه، زدن روی هندونه و شنیدن صدای

موردنظر، نگاه عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی(که آره آقا من این کارم)،خریدن 

هندونه، آوردن به منزل،همه رو چنگال به دست جمع کردن،دست و سوت و جیغ و 

هورای حضار،شکستن هندونه،پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید با طعم خیار!!!

 

                                             



می گم فیزیک خیلی آسون می شد اگه سیب بجای زمین می افتاد تو سر

نیوتون راحت می شدیم.



 آیا می دانید زبان ایرانی ها مختصرترین زبان دنیاست؟مثال:جمله «میری سریع این 

کارو انجام میدی و برمی گردی»، فقط با یک کلمه بیان می شود: «اومدیا»!




تو چین اگه شکست عشقی بخوری چندبرابر زجر می کشی،لامصب هر طرفو که

نگاه می کنی قیافه عشقت میاد جلو صورتت!!

 


 


دارو چیست !؟

 

دارو عبارت است از:

 

مجموعه عوارضی جانبی که بعضاً اثرات درمانی هم دارد برای رفع این عوارض 

 

داروهای دیگری تجویز می‌شوند که خود این چرخه را تا نابودی کامل بیمار

 

طی می‌کند!!!






تفاوت فرهنگی!!!

نوشته شده توسط همكلاسيدر تاریخ پنجشنبه یازدهم مهر 1392

 

 






ای خدااااااااااااا

نوشته شده توسط عمراندر تاریخ شنبه ششم مهر 1392
مشکل جواب دادن به سوالات اساتید کم بود حالا باید به سوالات ترم پایینی ها جواب بدیم

خداییش اینا این سوالاتشونو از کجا میارن؟  بخدا ما هم ترم پایینی بودیم






مطالب پیشین


.............. مطالب قدیمی‌تر >>


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by anesthesia89ac
Design By : wWw.Theme-Designer.Com